![]()
|
تریاک کشی یا قلیان:حاج عبدالرضا هلالی از تبار عرب هستند و در خانواده عرب ها رسم بر قلیان کشیدن هست.در ضمن د ر مداحی ایشان فشار زیادی حنجره شان متحمل می شود و برای تسکین درد همه مداحان نه تنها حاج عبدالرضا از سیگار یا قلیان استفاده می کنند.کی می گه با قلیان می شه تریاک کشید. چه دروغایی میگنها.
کسی می گفت با قلیون تریاک می کشن با نام قل قلی اگه اسمش اینه که چرا قلیانو با این اسم صدا نمی کنند.
پس شما نیز به این دروغ ها توجه نکنید.
خانم بازی:کسی که این حرفو می زنه اون خانم قانونی شرعی و دائم حاج عبدالرضاست و کسی فیلم می گیره خواهر خانوم حاج رضاست و از روی شیطنت این کارو کرده و چون خانم حاج رضا اینو درک کرده بود که حاج رضا یه شخص مشهوریه از خواهر خانومش خواسته بود این کار نکه که بلاخره توسط تعمیر کار موبایل خواهر خانم ایشان این فیلم پخش شد.
حقیقت زندگی زناشویی رضا هلالی
حاج عبدالرضا هلالی یک زن بیشتر نداره و سابقه طلاق نیز همچنین
ندارد.
وهیچ زن صیغه ای وجود ندارد
عبدالرضا هلالی و بی حرمتی در کرج (شهر من )سر به داران
نکته بسیار مهّم
شمایی که نمی دونی اون کیه چرا تماشا می کنی بلا تشبیه کسانی که
اومدن تماشای حضرت زینب (س) جلوی دروازه ساعات نمی دونستن
اون حضرت زینبه ولی اومدن تماشا. البته بلا تشبیه.
شما که نمی دونی اون کیه چرا تماشا می کنی و فحش می دی.
تجاوز به حریم خصوصی هر شخص کاری غیر انسانی و اخلاقی است
هر کس حتی کافر هم همچنین.
یه فکر کن چرا؟؟؟؟؟
چرا نباید بچه شیعه پشت هم باشه ؟ چرا چندگانگی؟ چرا؟چرا؟ چرا؟
دانلود قسمت های مهم حقیقت لینک مستقیم (۱۰۷کیلو بایت)
دانلود عکس متحرک اول حاج عبدالرضا هلالی لینک غیر مستقیم ( حدود ۳۰۰ک.ب)
دانلود عکس متحرک دوم حاج عبدالرضا هلالی (از حقیقت) لینک غیر مستقیم حدود ۳۰۰کیلوبایت
دانلود عکس متحرک سوم حاج عبدالرضا هلالی لینک غیر مستقیم حدود ۳۰۰ک.ب
دانلود و تماشا هلالی تصویری یه درد دل امام زمانی
با آبروی مومن بازی نکنیم.
نظر نظر یادت نره.
بسم الله الرحمن الرحیم
من نمی گویم سمندر باش یا پروانه باش چون به فکر سوختن افتاده ای ، مردانه باش
جواب عرایض حضرتعالی رابدان جهت دادم که احساس شد از روی صدق و صفا و بی غرض نسبت به ذاکرین ابا عبدالله صحبت می کنید و تائید این مهّم جمله ای بود که به دل نشست (( امیدوارم جمعه ۲۲ محرم سالروز فاجعهء تخریب حرمیین عسگرئین در هیئت الرضا بازتاب بسیاری داشته باشد )) من ذاتا دوست دارم که نوکران آقا در رابطه با محبتشان به اولاد زهرا با من امری صحبت کنند جدا عرض می کنم من لذّت می برم ، در مقام نوکری برایم گواراست .
دوّم در رابطهء با مصاحبهء من با تلاش که عدّهء قلیلی منتقد داشت از دوستان ، که عارض شدند چرا این هفته نامه ؟ که سوال شما هم اتفاقی شبه سوالی از اینگونه بود که مرا وا داشت پاسخ کلی به برادران خودم بدم که عقیدهء قلبی اینجانب در جایگاه پاسخی که دارم اینگونه بود.
۱) عموما این حقیر استادی را می پسندم که در خلوتی بوده و مشغول راز و نیاز و به دور از هیاهوی دنیا باشد یعنی نه سیاسی باشد ، نه اهل تریبون و منبر و موعظهء عمومی ، شخصیتی که نه شما و نه کسی دیگر او را نشناسد و به سادگی دسترسی به وی نداشته باشد اهل تقوی و دینداری بوده ، و نباشد شاگردانی کثیر که خواهان دست بوسی از او باشند .
۲) به هیچ عنوان انشاالله قصد سرپیچی از دستورات و اوامر رهبر عزیز انقلاب را نداشته و نخواهم داشت و از آن مهّم تر معظم له فرمایشی بزرگتر و پیامی عمومی تر مبنی بر اتحاد ملّی و انسجام اسلامی را در مملکت داشتند ، که این مهّم کمتر مهیا شد.
۳) دعوت به اقامهء عزای سیدالشهدا کمتر از هدایت نیست دوست من بهتر می دانید و صدق گفتارم چه بسیارند رسول ترک ها.... می دانید که اگر حسینی و زینبی نبود شاید دیگر اسمی از اسلام و دین پیغمبر و خدا نبود.
۴) عرض کردم علم برای عمل است نه مجادله ، ولی نگفتم شما با من ، یا من با شما مجادله خواهم کرد ، اگر از بوئی مجادله می بردم هیچ گاه جواب سولات شما را نمی دادم.
۵) فرمودید سبک خوانی تقلیدی و ضد ارزش ها .... به یاد خاطراتی از مرحوم ناظم افتادم که تحقیقی در این رابطه را به شما توصیه می کنم ، می دانید او نیز آغاز گر سبکی نو در مداحی بود و چه بسیار بودند افرادی که او را تکفیر کردند در بازار تهران و غیره ، امّا چه شد ؟ کدام نام جاودان ماند ؟ آنان که تکفیر کردند کجایند و مرحوم ناظم کجاست ؟ امیدوارم که اعمال ما خالص و برای رضای خدا باشد که اگر اینگونه بود.... ، ( توصیه می کنم کتاب هفتاد سال نوکری مرحوم مداح را حتما مطالعه فرمائید )).
۶) فرمودید که از دیدن عکستان بر روی مجله ناراحت شدم . اگر ریا نباشد بنده خیلی از دیدن عکس یک ذاکر به روی مجله خوشحال شدم، یادم می آید ۲ سال پیش وقتی که پلاکارد اسم خودم را در میدان تجریش حدود ۳ بعد از نیمه شب به روی دیوار نصب می کردم ، لحظه ای نشستم و به خودم گفتم نکنه از روی نفس دارم این پلاکارد رو که برای به ظاهر خودم هست نصب می کنم ، صورتم را پوشانده بودم تا مبادا کسی مرا ببیند ، امّا دیدم بالاتر از اسم عبدالرضا هلالی ، نام سخنران عزیز بود ، بالاتر از آن نام هیئت الرضا ، بالاتر از آن نام گرامی و معظّم حضرت سیدالشهدا.... بماند . بعضی اوقات آدم باید از بعضی رفتار و کارهایش لذّت ببرد به شرط اینکه نیّت او خیر باشد و برای خدا، اگر اینگونه بود مابقی حرفها پوچ است و توخالی به جان سیدالشهدا.
۷) فرمودید عبدالرضا هلالی را به نام سیدالشهدا می شناسند و سینماگران و ورزشکاران در آن جولان می دهند و عکس هایشان در آن مجله می خورد ،با این تفاصیر این موقعیت را من فتحی می دانم عظیم که توانسته ام جای ارزشهای تو خالی ( به قول شما ) را بگیرم و عکسم جای آنان بخورد و این بسی جای شگفتی و پیروزی است ؛ هر چند که در هفته های گذشته عکس ریاست محترم جمهور ی در آن مجلهء به قول شما زرد در کنار مدیر مسئول نشریه خورده بود ، مراجعه کنید.
۸) عبدالرضا هلالی را به جز محبّت سیدالشهدا ، همین مردم هلالی کردند . هیچ وقت فراموشمان نشود، ما بچهء همین مملکتیم و همان ورزشکار و همان سینماگر به موقع خود جانشان را برای دین و مملکتشان تقدیم می کنند .
۹) فرمودید در دیدار با علماء : از کجا می داانید که دیدار با این بزرگواران مقطعی است .... و آیا علمای ما فقط در قم هستند؟
۱۰) در مورد مطلبتان در مورد مادحین : اگر از بزرگواریها و خصلت های ذاکرین عزیز از شما بیشتر ندانم مطمئنا کمتر نمی دانم من به خوبی با سبک و سیاق حاج قربان و هم از توانمندی حاج منصور ارضی در مناجات و روضه خبر دارم از تبحر حاج سعید حدادیان در مقاتل ( که بی جهت لقب عالم مداحان را به او نداده اند )) خبر دارم و هم شهرتم را از این عزیزان بیشتر نمی دانم ، و در مورد مطلبتان با حاج منصور باید بگویم نبايد یادمان برود که او زحمات زیادی در این راه کشیده و دورانی را که من و شما در بغل مادرانمان شیر می خوردیم او مناجات با خدایش ، در سیدالکریم ترک نمی شد ، استادی دارم که می گفت استادم ، دندان مصنو عی اش را از دهان در می آورد و می گفت این دندان ها برای قالب دهان من است آیا این دندان را کسی می تواند استفاده کند ، پس یادمان نرود اندازهء خودمان صحبت کنیم .
۱۱)) امّا در مورد سید جواد ذاکر : بودنم در محضر بزرگانی چون حاج منصور و سعید حدادیان در جایگاه نوکری دلیل بر جبهه گرفتن علیه شخص خاص و مرحوم سید ذاکر نمی تواند باشد ، هر کسی را در قبر خویش می گذارند و اعمال و رفتار هر کس به خود او مربوط است ؛ من زیبائی ها را دراشخاص می بینم و بدی های آنان را در زیبائی هایشان برای خودم حل می کنم ، به شخصه برای تمام ذاکرین در مقام نوکریشان احترام و ارزش قائلم ؛ چون به صاحب آنان اعتقاد داشته ام و دارم . اگر من جبهه ای برای خود داشتم سید جواد را در قبر نمی گذاشتم و در مراسمش شرکت نمی کردم و خودم را با کسی در نمی انداختم از جمله صدا و سیما ... بگذریم... روحش شاد
۱۲) فرمودید لطمه می زنید و خون میریزید ولی فیلمی واضح پخش نمیکنیم!؟! دوست عزیز اگه روزی اتفاقی از شما فیلمی گرفتن و پخش کردند یعنی من هم باید شما را ردّ و نفی کنم ؟ ما خودمون با خودمون مشکل داریم اینطور نیست؟
۱۳) بالاترین قاضی خداست ، نگذارید بشر خاکی برای من و شما قاضی گردد . بالاتر از شریح قاضی در امر قضاوت نداشته ایم ،عبادت و .... زبانزد بوده و گمراه تر از حضرت حرّ در واقعه ء کربلا نداشته ایم امّا چه شد عاقبتشان یک اشتباه شریح قاضی او را به کجا کشاند و یک ادب حضرت حرّ به او چه مقامی بخشید. دیگر قصد پاسخ سوالات شما دوست عزیز را ندارم. امیدوارم که مرا حلال کنید . دیدار یه قیامت انشاالله .
سجادهء شیخ و فرش مسجد بردند چیزی که نمی برند فرمان خداست
۱۴) اللّهم عجل لولیک الفرج
کوچک شما عبدالرضا هلالی
دانلود کل مراسم محرم و مطالب جالبی از حاجی و عکس های بسیار زیبا از محرم و مراسم دیگر و خیلی مطالب دیگر رو از آرشیو بخونید

*آن زن که بود؟
هر چند هلالی در این باره سکوت کرده و همه چیز را به آینده و زمانی که حالش بهتر شود موکول ساخته است ولی حرف و حدیث های متعددی در این باره وجود دارد.برخی وجود این فیلم را نشانه ای از انحراف اخلاقی هلالی می دانند و برآنند که باید عنوان مداحی اهل بیت از چنین کسی گرفته شود.در مقابل، برخی اخبار، حاکی از آن است که زن جنجالی این فیلم 10 ثانیه همسر دوم هلالی است و فیلم را نیز یکی از بستگان نزدیک به او با موبایل گرفته و پس از پیش آمدن یک سری اختلافات خانوادگی به انگیزه انتقام جویی، در شبکه اینترنت به نمایش گذارده است.از سوی دیگر، برخی از نزدیکان عبدالرضا هلالی تاکید دارند که فیلم ساختگی خاست و اساساً چنین زنی وجود خارجی ندارد و به فیلم اضافه شده است.در همین حال "بازتاب" به نقل از هلالی نوشت : فيلم را خواهر همسرم با استفاده از تلفن همراه خود گرفت و زماني که گوشي را براي تعمير داده بود، متاسفانه يکي از کارکنان تعميرگاه اقدام به سرقت فيلم خصوصي خانوادگي و پخش آن کرده است.اون خانم همسر قانونی شرعی و دائم حاج عبدالرضاست و کسی که فیلم می گیره خواهر خانوم حاج رضاست و از روی شیطنت این کارو کرده و چون خانم حاج رضا اینو درک کرده بود که حاج رضا یه شخص مشهوریه از خواهر خانومش خواسته بود این کار نکنه که بلاخره توسط تعمیر کار موبایل خواهر خانم ایشان این فیلم به نامردی پخش شد.نکته در مورد فيلمي كه از عبدالرضا منتشر شده من كه بخودم اجازه ندادم حتي فيلم رو نگاه كنم ولي خيلي چيزها دربارش شنيدم چون يك مدت همه جا درباره اين حرف ميزدن براي همين تقريبا ميدونم موضوع كليپ چيه ولي دوتا موضوع اينجا مطرح ميشه:1.چون من فيلم رو نديدم نمي تونم قضاوت كنم كه ساختگي يا واقعي براي همين فرض را بر اين ميگيريم كه واقعي يه"خوب بنده ي خدا چطوري ميخواهي دم پل صراط جواب بدي تو از كجا ميدوني كه اون شخص داخل فيلم همسر رضا هلالي نبوده يا محرمش نبوده سر خودتو كه نمي توني گول بزني.يكم كه عقلاني فكر كني ميفهمي كه يك ادم مشهور مثلا هلالي نامي اگر بخواد كاره خلافي هم انجام بده نميزاره از 1000 فرسخيش دوربين رد بشه يا جنبده اي تكون بخوره چه برسه با خيال راحت بشينه و نگاه كنه ازش فيلم ميگيرن"حالا ديدي زود قضاوت ميكني"اين ها همه كار يك عده آدمه كثيف و پول دوست كه حاضرا همه كار بكنن يكم فكر كنيد بابا بریزيد مغزارو از دريا اين ها همه كار دشمنانه تا حالا از خودتون پرسيديد كه چرا يكدفه اين همه درباره بازيگرها و فوتباليست ها و... فيلمو عكس اومد بيرون ديدن با ماهواره و سي دي و فيلمهاي اونجوري نميتونن تمام جووناي مارو خراب كنن روي آوردن به اين كارهانشستن فكر كردن چه كار كنند كه تمام بچه هيئتي ها ، مسلمونها،ادم خوبها، باباها، مامانها ، بچه ها، همه رو خراب كنند به اين نتيجه رسيدن كه با درست كردن كليپ و مسيج و غيره كارشون و ادامه بدن.كه موفق هم بودن ديگه مردم نميگن اين فيلم مستهجنه ميگن كليپه هنر پيشه فيلم نرگس و ديدي. فقط يك تسبيح گرفتن دستشون هركاري دلشون ميخواد ميكن والا تا اونجايي كه به ما ياد دادن مسلموني به تسبيح دست گرفتن و جانماز اب كشيدن نيست يكم دين و ايمون داشته باشيد با آبروی یک مومن بازی نکنید......
"كعبه يك سنگ است كه ره گم نشود . حاجي احرام دگر بندو ببين يار كجاست"بعضي ها فكر كردن ديگه مثلا نماز انچناني ميخونن(البته براي ريا) ديگه چاشون و بهشته "نه بابا به همين خيال باش نماز روزه ذکر گفتن شده مثل عادت همین.

1ـ ميدانيد، وقتي انسان خود را جدي بگيرد، بسيار مضحك ميشود! و چقدر امروزه بوزينههاي مضحك زياد شدهاند! جدي گرفتن خود، به معناي قائل شدن حرمتي ويژه براي خود است و هركه در مقابل «الله و آلالله» حرمتي ويژه براي خويش قايل باشد، به «بوزينهاي مضحك» مسخ ميگردد!!
2ـ ندانسته و نشناخته و خام، وارد اين طريق ملامتخيز و دشمنساز نشديم كه فرمود:
غير ناكامي در اين ره كام نيست*** راه عشق است اين ره حمام نيست!
كار ما از ابتدا عزم بلند براي مردانه ماندن بود و زنانه سوختن! كه فرمودند:
مردانه ساختيم و زنانه فروختيم *** رو رو زنانهساز كه مردانه ميخرند!
اما «كلّ يعمل بشاكلته» خدا، توليدكننده انبوهساز نبوده است، بلكه براي هر تنابندهاي، پروندهاي از بلايا و فتن و محدوديتها و ظرايف باز شده است و ما نيز در اين بار عام، بر طينت خداداده قائليم:
مه فشاند نور و سگ عوعو كند *** هر كسي بر طينت خود رو كند
3ـ «قاسطين» كه بودند؟ «قاسطين» آن زمره اهل ادعايي هستند كه با شعار «قسط و عدل» به جنگ علي(ع)؛ يعني تنديس «قسط و عدل» آمده بودند! «كله حق يراد بها الباطل» شعار «قسط و عدل» دادن در مقابل علي، مانند قرآنهايي است كه روي نيزه رفته بود تا مانع پيشروي سپاه حق گردد... گفت: ميتوان در كاسه سر يك مجسمه زيبا آب نوشيد ولي بايد توجه داشت كه آن مجسمه براي اين كار ساخته نشده است! اين ظاهرسازيهاي مردمفريبانه در دلهايي اثر ميكند كه فاقد بصيرت و معرفت باشد... آري، نادان هميشه نادانتر از خود را مييابد تا تحسينش كند... !
4ـ (به نقل از كتاب «نكتههاي ناب» از آيتالله العظمي بهجت، ص 78): معاويه (عليه الهاويه) با رايزني و مشاوره عمروعاص بدين نتيجه رسيد كه راه مقابله با علي(ع) آن است كه از رؤساي قبليهها بخواهد كاري براي خونخواهي عثمان در مقابل علي بكنند... چندي پس از اين درخواست، پيدرپي براي از بين رفتن «فرصت فكر» آدمهاي مختلفي به دنبال آن رؤساي قبايل فرستاد تا مجال دقت و تفكر نيابند... و شد آنچه نبايد ميشد و دست آخر رؤساي قبايل هم خونخواه عثمان از علي شدند... «فرصت تفكر»...! امواج شايعه، سياهنمايي، دشمني و كينهورزي، پشت به پشت هم، چنان به صخرههاي مستحكم قلوب مخاطبين ميخورد كه ديگر «فرصت تفكر» باقي نماند... امروزه لجنپراكني عليه اينجانب «رضا هلالي» براي عدهاي نابخرد و غفلتزده، چنان موضوعيت و اهميتي يافته است كه هر روز يا خالق يا مشتري جديدترين اخبار كذب، آلوده و موهن در مورد حقير هستند و چنان در اين طريق پا به ركابند كه «فرصت فكر» از مستمعين بيرنگ و رياي محافل گرفته ميشود... فاجعه آنجاست كه هرزهبافهاي شارلاتان بيتقوا و دودوزهبازهاي هفتخط بيمرام و اپوزيسيونهاي ضد ولايت مجهولالهويه و هزاررنگهاي ظاهرالصلاح سالوس و محتسبهاي مدرن شكمباره و تردامن، همه و همه دست به دست هم دادهاند تا ديگر نغمه روحبخش روضههاي سيدالشهدا(ع) به گوش جوانان شيفته نرسد... (عجيب نيست! چراكه دشمني با آلالله و مواليان آلالله، ساخته و پرداخته نطفه مال حرام است) كار به جايي رسيده است كه اگر بدانند «فلاني» خائن مخنث و بيرگ است و يا منافق مرتد و سيبزميني بياعتقاد است، در امنيت كامل به سر خواهد برد، اما كافيست كه «شيطانكي» بفهمد كه «تو» دوستدار آل بيت رسولاللهي ... ديگر فاتحه امنيت و رفاه و آزادي و... را بايد خواند!! (عجيب نيست! چرا كه شيطان سوگند خورده است كه دست از سر مواليان آلالله برندارد). كار به جايي رسيده است كه اين بيمرامهاي نامرد، براي خاموش كردن چراغ محبت آلالله، به بيآبرو كردن نواميس و انتشار اكاذيب و پخش تصاوير خانوادگي (در تيراژهاي فراوان) و شايعهپراكنيهاي عجيب و غريب و... ميپردازند. (عجيب نيست! چراكه مظلوميت و غربت در ذات شيعگي است)
5ـ چه بسيار حماقتهايي كه عدهاي ميكنند تا احمق شمرده نشوند! بنگريد كه در مواجهه با اين تخريبها و ترور شخصيتها، مخاطبها چگونه موضعي ميگيرند. عدهاي عليالاصول، نقش اين رسواييها را به ديوار ميكوبند و از ريشه، منكر وجود هرگونه پليدي ميشوند... (كه به پاي اعتمادشان، بوسه ميزنم) و عدهاي به جستجوي حق برميخيزند و اگر حق را هر جا يافتند، خاشعند... (من طلبني بالحق وجدني) و اما عدهاي ديگر... و اما، زخم زبان... و اما غيبت، تهمت... و اما...
دل را اگر ز درد به جان آورد كسي *** بهتر كه درد دل به زبان آورد كسي
چگونه با اين همه ملامت ناصحانه ميتوان كنار آمد؟ چگونه با انسانهاي وارونه ميتوان ساخت؟ وقتي «برير» در مقابل بيادبي «ابوحرب سبيعي» (دلقك بدكاره و بذلهگوي يزيد) ايستاد و محكومش كرد، ابوحرب سبيعي گفت: راست ميگويي! اقرار ميكنم به پاكي شما و آلودگي خود! از او پرسيدند: چرا دست از باطل برنميداري؟ گفت: اگر من به سوي حق بيايم، كشته ميشوم، پس چه كسي بر سر سفره شراب با يزيد همپياله شود؟!) چگونه ميتوان با انسانهاي وارونه كه همپيالگي با يزيد را به «حق» ترجيح ميدهند، ساخت؟!
اما، خوب ميدانم كه اگر محبت حقيقي به ساحت بيبي فاطمه زهرا ـ سلامالله عليها ـ باشد، طلسم شكن تمام فتنهها در دست شماست. (ديديد كه فاطمه براي «حر» هم مادري كرد، محبت فاطمه(س)، كاري كرد كه ميان شلوغي سرسامآور بيخردان بيحيا و در ميان هياهوي گيجكننده و غيرقابل تحمل منازل بين راه، حر صداي حق را شنيد...) آري، فاطمه ـ سلامالله عليها ـ براي «حر» هم مادري كرد كه مولا فرمود: هرچيز محتاج عقل است و عقل محتاج ادب!
و مگر نبود آنكه يكي از قتله ابالفضل العباس كه در كوفه فرياد ميزد و خود را كتك ميزد كه آي مردم! جوان ماهرويي را كشتم كه ميان چشمانش نور سجده بود! آري او نميدانست كه مظهر هوالعزيز چه بر دوش نبي باشد چه زير سم ستوران، عزيز است «و خيليها نميدانند كه با خداداده نميتوان ستيز كرد كه خداداده را خدا داده». آري عزيز خدا حسين ـ عليهالسلام ـ هنگامي كه با بيعتشكني كوفيان روبهرو شد ـ در همان راه مكه تا كربلا ـ با آن شهامت توحيدي فرمود: سيغني الله عنكم!! خدا مرا از شما بينياز گرداند... «و ديديد چگونه حسين ـ عليهالسلام ـ عزيز خدا از همه هستي بينياز شد».
گر فروتر نشست خاقاني *** چه كند روزگار بيادب است
قل هو الله نيز در قرآن *** زير تبت يدا ابيلهب است
شما علف هرزه را هر جايي ميتوانيد ببينيد، اما طلا، پشت ويترين است و داخل گنجينهها!
6ـ آيا كافي نيست؟ چقدر بايد تحمل كرد كه هر خس و خاشاك بيقحر و جاهي به بياعتبار كردن گلهاي محمدي بپردازد؟ الهي الي من تكلني؟ مگر نفرمود اگر كسي آبروي مؤمني را ببرد، خدا آبرويش را در خلوت خانهاش ميبرد! آيا كافي نيست كه كه حرمت مؤمن را از خانه خدا بالاتر ميدانند! حالا كه تيغ تيز و براني در كف اختيارت افتاده است، بهتر آن است كه از ريختن خون مظلومان و بيچارگان بپرهيزيد كه امام سجاد ـ عليهالسلام ـ فرمودند: زنهار! بر كسي كه ياوري جز خدا ندارد، ستم نكنيد!! آيا دليل جديدي براي رد كردن خدا و رد قيامت پيدا شده است كه ديگر واهمه از مكافات و بيم از جزاي الهي و هراس از تيغ عباسبنعلي ـ عليهالسلام ـ نميكنيد؟ به راستي چه شده است؟ به آن هنگامي كه گردوغبارها بنشيند، بينديشيد كه چگونه رو در روي حقايق خواهيد ايستاد با اين دل شكستنها! كه ملائكه، من و شما را مخاطب ميكند: لدو للموت و ابنو اللخراب (بزاييد براي مردن و بسازيد براي خراب شدن) ما كه اطمينان داريم دنياي ما روزي شروع خواهد شد كه بقيهالله الاعظم، صاحب العصر و الزمان ـ عجلالله تعالي فرجه الشريف ـ ذوالفقار ظهور را در كف بگيرند... شما منتظر باشيد و ما نيز منتظريم!
7ـ قدما گفتهاند كه قطرهاي عسل بيش از جامي زهر مگس به سوي خود جلب ميكند. هيچكس در طريق سلوك الي الله نميتواند مدعي باشد كه نظر من، رفتار من، و سخن من، صحيحترين و كاملترين است، اما يكي از نشانههاي شيريني و جذابيت محافل سيدالشهدا ـ عليهالسلام ـ همين است كه مگسهاي حرفهاي ميل به دستدرازي به حاصل رنج آلالله ميكنند... بماند! بگذار و بگذر! مگر نه اين است كه كشف ستر و سر مؤمنين حرام ابدي است؟! مگر نه اين است كه رعايت حرمت و وجهه و شخصيت نوكران اهلالبيت، واجب عيني براي همه هستي است! تمام هستي؛ شيعيان مولا اميرالمؤمنيناند و مسخر محبان حضرتش! ميداني كه ربا در حكم جنگ با خداست و از آن بالاتر اينكه معصوم ميفرمايد: يك درهم ربا از 36 زنا بالاتر است و بردن آبروي مؤمن از ربا بالاتر!! مگر نخواندهايد در اصول كافي، جلد 2، كتاب ايمان و كفر كه اول مرتبه كفر، آن است كه شخصي بشنود از برادر ديني خود كلمهاي را و حفظ كند آن را و بخواهد مفتضح كند او را به واسطه آن كلمه!!
پشت دين و مگر دينداران را خباثت منافقين خم نموده است و به قول بزرگي، كافر كسي است كه حقپوشي ميكند! خدا محبت كردن مردم به عيبجويان و عيبسازان را حرام كرده است (غررالحكم صفحه 683).
مكن به نامه سياهي ملامت من مست
كه آگه است كه تقدير بر سرش چه نوشت (حافظ)
كاش حاسدان و معانداني كه چشم ديدن ما را در صفوف مستحكم انقلاب و خط ولايت ندارند، به قدر ذرهاي فتوت و جوانمردي داشتند تا به جاي توطئه و جوسازي و تهمت زدن، به عيوب خود مشغول ميشدند كه فرمود طوبي لمن شغل عيبه عن عيوب الناس ... .
8ـ سؤال تكراري هر كس كه به آيه 6 سوره لقمان رجوع نموده اين است؛ لهو الحديث چيست؟ چرا اين گروههاي مافيايي و بنگاههاي حاشيهسازي و غبارپراكني به طور حرفهاي و سازمانيافته مشغول لهوالحديثند؟ «لهوالحديث» همان است كه اينان براي فروش و آب كردن و غالب كردن محصولات بنجل و فاسد و بيمشتري خود انجام ميدهند... سفيانيان عصر حاضر كه اغلب يادآور ابوموسي اشعري و عمروعاصهاي مدرن هستند، به چه مجوزي، مجاز به هياهو و دروغگويي عليه اينجانب و هيأتالرضا(ع) هستند؟ چرا قوه قضائيه، نهادهاي امنيتي و اطلاعاتي و فرهنگي و علمي و حوزوي چارهانديشي نميكنند؟
9ـ همه آناني كه در جريان فتنهسازيهاي اين بيهنران هستند، ميدانند كه خاصيت اصلي و اوليه و نهايي اين حاشيهسازيها، بيهودگي است. هياهو براي هيچ! هدف بطلانسرايي اين شيطانكهاي موجه و غيرموجه سوءاستفاده از جهل و بيخبري عوامالناس است و مادر اين كينهورزيها اغلب حسد است و عجب! اميرالمؤمنين فرمودند: هرچه انسان را از ياد خدا غافل كند، در حكم قمار است و خوب ميدانم كه اين «قماربازهاي بيتقوا» به هر حيلهاي دست ميزنند تا شايد از آب گلآلود، ماهي بگيرند... ولي هيهات! زيرا به همان صورت توهينآوري كه منافقان كورباطن به دوستان اهلالبيت حملهور ميشوند، حق نيز با اهانت خوارشان ميكند... اولئك لهم عذاب مهين (انشاءالله).
10ـ اميدوارم آنان كه حتي پردهدريها را به نهايت رساندهاند و به اينجانب (به عنوان يك شهروند و نه يك نوكر آستان اميرالمؤمنين) و به همسر شرعي و قانوني اينجانب نيز رحم نكردهاند، جواب روشني از جانب آلالله بگيرند كه به غير از اهل بيت، پناهي ندارم و به غير از خداي آلالله، منتقمي نميبينم. فاغث يا غياث المستغيثين!
11ـ ابراهيم بن طلحه در شام در ميان هلهله مردم پرسيد: يا عليابنالحسين(ع)، من غلب؟ چه كسي در اين جنگ پيروز شد؟ امام سجاد(ع) نگاهي كردند و فرمودند: اگر ميخواهي بداني چه كسي در اين جنگ پيروز شده است، آن هنگام كه وقت نماز شد، اذان و اقامه بگو! (كنايه از اينكه: نام كه را خواهي برد؟ آيا جز نام جد ما رسولالله؟!) و اين سخن ماست: كه پيروز جنگهايي كه از عاشورا تا قيامت برقرار است، جز حسينيان، كسي نخواهد بود!
بياييد و مردمي كه در هيأتالرضا به حرمت نام سيدالشهدا(ع)، هروله و بيقراري ميكنند، ببينيد تا بدانيد پيروز اين جنگ كيست؟
12ـ به عنوان سرباز جان بر كف ولايت، گلايهها و درددلهايم را در سينه نگه ميدارم تا آن لحظهاي كه به حضور پير و مرادمان، نايب امام، حضرت آيتالله العظمي خامنهاي ـ مد ظله العالي ـ برسم كه معتقدم ساحل امن ولايت، دلهاي ناآرام ما را، اطمينان خواهد بخشيد. هرچند:
گفته بودم چو بيايي غم دل با تو بگويم
چه بگويم كه غم از دل برود چون تو بيايي
تمام مجالس ما، در حكم بيعت با ولي فقيه و انقلاب و خميني كبير است و لاغير!
13ـ همه حرفهاي تو دلم فقط اينها كه با تو گفتم نيست
گاه چندين هزار جمله هنوز همه حرفهاي آدم نيست
14ـ اللهم عجل لوليك الفرج

صدا و سیمای معدوم ، سيد ذاکر مظلوم
تو فرهنگ ما اینطور عرف شده که نباید پشت سر مرده حرف زد . هر کی بوده و هر چی بوده ، مرده و رفته اون دنیا . خودشه و خدای خودش . دیگه به ما ربطی نداره .اما این واسطه نمی شه همیشه سکوت کرد . گاهی قراره از یک مرده یک اسطوره بسازند و در سکوت مردم با مظلوم نمایی اون شخص ازش یک قدیسه بسازند . اینجاست که سکوت جایز نیست . ادامه مطلب

نام : میر محمد
نام خانوادگی : ذاکری
نام پدر : میر حبیب
مشهور به : سید جواد ذاکر طباطبایی
تاریخ ولادت : سی ویکم شهریور ماه ۱۳۵۵
محل ولادت : خوی ( یکی از توابع آذربایجان غربی)
شماره شناسنامه : ۴۵۶۳۶
محل دفن : شهر مقدس قم در قبرستان نو
تاریخ فوت : هفدهم تیر ماه ۱۳۸۵
علت فوت : ابتلا به سرطان ریه (البته ایشان ۴۰ روز در حالت کما بوده و سپس به دیدار آقا یش شتافت.)
خوب است اگر نخبگان هر حوزه دریابند که افروختن هیچ شمعی باعث فرو مردن شمع دیگر نمی گردد و این اخلاق را در خود نهادینه کنند.راستی چرا رویت و دریافت و تصاحب عکس های خصوصی و در خلوت فوتبالیست ها ، هنرپیشه ها ، سیاسیون ، مجریان تلویزیون و افراد مشهور جامعه این همه بازار گرم و پر رونقی دارد؟ این که خلوت فرد مشهور جامعه در قالب عکس یا فیلم ( که در اصالت آنها هم معمولن محل تشکیک هست) به نمایش کشیده شود دارای چه نوع کارکرد اجتماعی ست؟راستی چه لذتی دارد نگاه کردن به تصویری از عروسی فوتبالیستی که همسرش در لباس عروس سپید و تور دار نشسته است. یا عکسی از رقص فلان مجری تلویزیون .مگر هر فرد این اجتماع ( خصوصا نظرم با انتشار دهندگان این تصاویر است ) خود مراسم عروسی شان را چطور برگزار می کنند؟ آیا همسرشان لباس عروس نمی پوشد؟ آیا در خلوت زیر شلواری نمی پوشند یا مثلن قلیانی نمی کشند؟ یا حلال آنها در خلوت چگونه با آنها می نشیند؟ و راستی مگر از افراد مشهور جامعه تلقی و انتظار عصمت باید داشت؟ یا مگر قرار است در هیچ مجلس جشن و سروری دوربین و یا موبایل دوربین دار وارد نشود و حلقه های فیلم برای ظهور و مونتاژ به لابراتوارها داده نشود؟یکی از دلایلی که به تشتت اجتماعی در ایران منجر شده فاصله ی عمیق و بس بسیار حوزه خصوصی افراد و نمود و تجلی آنها در حوزه عمومی ست. راستی با دامن زدن به اینگونه حرف ها و تصاویر حوزه خصوصی را از این موجود بی رمقی که هست نحیف تر و ضعیف تر نکنیم. در چنین جامعه ای نمی توان دموکراسی داشت زیرا عمق و حجم و میزان فضای خصوصی ، گیج ( شاقول و یا میزان الحراره ) دموکراسی ست . فرض است که با آزادگی و بلند نظری ما و خصوصن نخبگانی که بیشتر به فضای عمومی وب کوچ کرده اند ، حوزه خصوصی افراد ایمن و محترم شمرده شود.
- آزادگی و بلندنظری نیازمند بازتعریفی دوباره در جامعه ایرانی ست.
- پیش کشیدن حوزه خصوصی افراد و تاختن به آن در رقابت ها ، ناجوانمردی محض است و هیچ عنوان دیگری نمی توان برای آن قائل شد.
آقای عبدالرضا هلالی ، مداح محترم آزرده ای می دانم ، مانند سایرینی که به حریم خصوصی شان در این آب و خاک مدعی هنر و دانش و فرهنگ و دین و اخلاق و جوانمردی تعرض شده اما برو و با جدیتی دوباره به فکر نوحه هایی باش که تطبیق یافته تر با سیره آن بزرگان و نینواییان ، تلنگر و بیدار باشی هم برای ما داشته باشد و شرح حال واقعه را مو به مو تر و نکته به نکته تر و درخور تر بازبگوید.

این مطلب متعلق به وبلاگ سربه داران یکی از دوستان صمیمی ماست حتما برید وبلاگشون خیلی مطالب خوبی داره http://sarbedaran.parsiblog.com
بسم الله.شنبه 17/شهريور/86 مطلع شديم بناست برادر عبدالرضا هلالي و مهدي مختاري در شهر كرج در جلسه اي كه از طرف هيئت الشهدا برقرار شده بود حضور پيدا كنن و به مرثيه سرايي بپردازند.متاسفانه هنگامي كه عبدالرضا هلالي در مقابل مسجد قصد پياده شدن از ماشين رو داشته عده اي به ظاهر مسلمان ايشون رو دوره ميكنن و به ايشون بي احترامي كرده و با فحاشي به ايشون وخانواده ايشون موجبات ناراحتي ايشون رو فراهم مياورند.اين بي حرمتي ها تا آنجا بالا گرفته بوده است كه عبدالرضا هلالي دوباره سوار بر ماشين شده و كرج را به قصد تهران ترك ميكند و از مرثيه سرايي در هيئت الشهدا صرف نظر ميكند.هرچند مهدي مختاري در اواسط جلسه،دقايقي در مورد عبدالرضا هلالي و بي حرمتي به نوكران اهل بيت به صحبت پرداخت،اما تا كي بايد شاهد اينگونه مسائل باشيم.هدف از نوشتن اين مطلب دفاع ازشخص عبدالرضا هلالي نيست بلكه ما رسالت خود دانستيم تا از آبروي نوكرهاي امام حسين و شآن و منزلت آنها دفاع كنيم.اين براي بار اول نيست كه به يك نوكر امام حسين بي حرمتي ميشود.يادمان باشه كه نوكر هميشه نوكر است و نبايد اورا به خاطر كارهايي كه نميدانيم آيا به خطا انجام داده يا نه او را مورد آزار و اذيت قرار دهيمآنهايي كه خود را مسلمان ميدانند و عبدالرضا هاي هلالي را كافر ميدانند...آنهايي كه نسبت به بي حرمتي يزيد و يزيديان به ناموس پيامبر اشك ميريزند و غيرت نشان ميدهند...بدانند كه كاري كه شنبه با رضاي هلالي كردند عين بي ديني آنهاست...فحاشي هايي كه نسبت به ناموس عبدالرضا هلالي كردند كاري يزيدي بود...تا كي ميخواهيم سرتان را همچون كبك داخل برف كنيد...آيا نشنيده ايد كه آبروي مومن از آبروي كعبه بالاتر است؟به كدامين گناه با نوكران اباعبدالله حسين اين رفتار را ميكنيد؟آيا ميخواهيد جوانان حسيني را از اين دستگاه پراكنده كنيد؟فقط اين را به شما بگويم كه نوكران امام حسين(ع) اربابي بي بديل دارندپس بترسيد از اربابشان...نوكران امام حسين(ع) صاحب دارند اين را بفهميم...بگزاريد نوكران امام حسين كارشان را انجام دهند...چرا كاري ميكنيد كه اين مجالس كم رنگ بشود...
موضوع این بود که حاج عبدالرضا هلالی عضو انجمن دانشجویانی که حامی انرژی هسته ای هستند می باشد .پس شروع به جمع کردن مدرک در این باره شدیم که آیا صحت دارد بعد متوجه شدیدم که نه تنها این خبردورغ است اما بانام ایشان امریکا را نیز در این رابطه محکوم کرده و دروغ یافته شده ر سایتی بود که به عنوان « انجمن دانشجویان حامی انرژی هسته ای صلح آمیز » در حال فعالیت بود.دروغ هایی به حاج رضا می بندند و از محبوبیت و مشهوریت او سوء استفاده را می کنندو خود حاج رضا نیزدر ۲۳/۶ گفتند:"انرژی هسته ای چیه دیگه ."اگر چه شما نیز قصد مشاهده آن را دارید که به دورغجهت ارسال به مراجع بین المللی جهت تصدیق امضاء ها مورد استفاده قرار خواهد گرفت بر روی لینک زیر کلیک نید.برای دستیابی آسان اسم حاج عبدالرضا هلالی در ردیف ۵۷۳ است. انجمن دانشجویان حامی انرژی هسته ای صلح آمیز
حاج منصور ارضی یکی از بهترین و به نامترین مداح هایی است که می توان گفت که نقطه ی عطف تمام مداح ها و تمام بچه مذهبی ها است که به ندرت پیش می آید که کسی قبولش نداشته باشه . حاج عبدالرضا هلالی در یکی صحبت هایی که در هیئت شخصی خودش انجام داده به این نکته اشاره کرده که من از نو جوانی عاشق صدای حاج منصور بودم و از همان بچگی نوار های حاج منصور را گوش می دادم. وقتی برای اولین بار هم شروع به مداحی کردم از شعرها و سبک های حاج منصور استفاده می کردم و به عنوان استاد خودم قبولش دارم . اکنون حاج منصور در یکی از مساجد پایین شهر تهران به نام مسجد ارک مشغول مداحی است و حدودا ۲۰ دقیقه مداحی می کند و بقیه مجلس را مداح های دیگر اداره می کنند و حدودا سه هزار مستمع دارد محدودیت سنی هم ندارد. وقتی که برای اولین بار حاج عبدالرضا هلالی به مسجد ارک رفت و حاج منصور ارضی را از نزدیک دیدند بسیار زیاد جذب یکدیگر شدند و حاج منصور هم از اخلاق و اخلاص حاج رضا خوشش آمده بود و مشتاق هر چه معروف تر شدن رضا هلالی بود. و اجازه می داد تا رضا بیشتر مداحی کند و روش مداحی را به او یا می داد همیشه هم حاج منصور میگفت رضا هلالی منو یاده جوونیام می اندازه ...مشكلي در ارتباط آقا رضا با ايشان نيست والاّ اينكه يك سري از افراد هستند كه هيچ ترسي از آبرو بردن افراد ندارند و به طبع آن است كه آقا رضا مي ترسد اگر ارتباطي هم باشد مطرح شود.بعضي ها فكر مي كنند كه اگرحاج منصور ارضي با آقا رضا مواجه شود با او برخورد مي كند.درصورتي كه جداي از اينكه ايشان را استاد مسلّم مداحي و نوكربا اخلاص امام حسين(ع) مي داند ايشان را به عنوان كسي كه در وجودشان آثار اخلاق توصيه شده ائمه اطهار مشاهده مي شود
رضا هلالی در مصاحبه با یکی از وبلاگها (سربه داران) چنین گفت:باور دارم.در مورد مسائل اخير كه به خدا پناه مي برم از امتحان صبري كه از بنده نمود وامتحان دين داري كه از مردم نمود،شنيده ام ايشان در دعاي كميل فرمودندفلاني(رضاهلالي)گفتند كه با همسر قانوني و شرعي اش بوده وكسي حق ندارد حرفي بزند و اين نشان ميدهد كه ايشان هرچند اندك از آبروي مسلماني دفاع نموده.حتي اگر نعوذبالله كسي مرتكب گناه بزرگي شده باشد برشيعه ومحب اميرالمومنين واجب است كه در نهايت اگر نتوانست توجيهي براي دفاع از آبروي آن شخص بياورد بايد بگوييم كه همه ما ممكن است خطايي و گناهي بكنيم و خدا بخشنده و مهربان است،ان شاءالله توبه كرده و خدا او را بخشیده است.چه برسد به اينكه از مسلماني كه اگر شيعه بودنش را بشود انكار كرد نمي شود محب بودنش را انكار كرد به خاطر تهمتي كه به او زده اند دفاع نشود.كسي در نماز عيد فطر به من رسيد و گفت نماز كمرت را بزند،من سكوت كردم اما به آن شخص مي گويم نماز و دين كمر خودت را بزند كه با بي حيايي كامل ناموس شخصي راديده اي و از خدا نترسيده اي و كسيكه از خدا نترسد از هيچكاري نمي ترسد وكسي كه از خدا حيا نكند چگونه از بنده و مخلوق خدا حيا كند؟!در جايي كه از نفوس قدسيه اهل بيت به ما روايت رسيده كه فرموده اند،چيزي كه مورد رضايت خدا و ماست اين است كه تا هفتاد گناه كبيره را اگر از شخصي مشاهده كردي بپوشاني پس بدا به حال كسي كه گناهي را با بي رحمي تمام به كسي نسبت دهد و آن را انتار دهد.كساني كه صحبت از فتنه هاي آخر الزمان كه دين خدا را تهديد مي كند دم مي زنند خود عامل فتنه شده اند و بر خودم و همه واجب مي دانم كه براي آنها دعا كنيم كه خدا آنها را هدايت و دستگيري كند.هر كسي مسؤل آنچه مي گويد است و در قرآن كريم آمده است كه آيا نمي پنداريد در مورد صحبت هايي كه مي كنيد مسؤل هستيد(بايد جواب دهيد)و اين وجه عام دارد يعني هر صحبتي چه خوب باشد چه خداي نكرده آلوده به گناه باشد بايد پاسخگو باشيم.برادران عزيزم بدانيم كه اگر در اين دنيا حسابي از ما نمي كشند مطمئنآ در آن دنيا كه فقط حساب است وعملي قبول نيست از ما حساب مي كشند و اين حقي است كه هيچ مسلماني آن را انكار نمي كند و يقينآ اين اتفاق خواهد افتاد.
البته اگر كمي وجدان داريدكه فكر نكنم داشته باشيد1.گيرم كه عبدالرضا هلالي پرادو60ميلوني داره گيرم كه خونش تو بهترين جاي تهرانه خوب بتوچه تا كور شود هر آنكه نتواند ديد مگه هركي وضع ماليش خوبه كافره يا دزده يا...گوش كن بعضي ها همچين اظهار نظر ميكنن كه انگار خداين اخه ....تو فقط يك طوطي بيش نيستي كه فقط هرچي ميشنوي پس ميدي در اينجا ما فرض را بر اين ميذاريم كه رضا هلالي پرادو داره شايد از باباش بهش رسيده شايد باباش پولداره شايد شغل دوم داره و پوله خوبي درمياره شايد و شايد و شايد مگه هركي مداح اهل بيت شد نباید زندگي خوبي داشته باشه اين مداح اهل بيت بيش نيست حضرت سليمان رو چي ميگين اون كه پيامبر خدا بود توي قصر زندگي مي کرد خدا رحم كرد شما ها موقع حضرت سليمان نبوديد و گرنه حضرت سليمان چه تهمتهايي را بايد تحمل ميكرد این همه مداح های دیگه نمی خوام اسم ببرم پولای کلون می گیرن آب از آب تکون نمی خوره ماشین های آنچنانی سوار می شن کسی نمیگه از کجا اوردی هیچ مداحی به اندازه ی حاج عبدالرضا هلالی ضربه نخورد
هوالحق
خوب است بدانيم که برادر عزيزمان حاج عبدالرضا هلالی بعنوان يک مداح برماحقی دارندو آن اينکه:
بدانيم او بين ماواهل بيت مانند سفيری است که مسئوليت ارتباط ميان ما وائمه عليهماالسلام رابه گردن گرفته. ازجانب ما ودرحق مادعا ميکند.ايشان درمعرض کاری بزرگ قرار دارنددرحاليکه ما اينگونه مسئوليتها را درمورد اوبعهده نداريم .
اگرخدای ناخواسته کارراناقص انجام دهندمسئوليت آن برعهده مانيست ولی اگرنيکو انجام دهند ما در آن سهيم هستيم . اوخودش ومداحی اش راوسيله ی حمايت ماواشکهای بيقرارما قرار داده .
بايدازاوتشکر کنيم .وطالب آن باشيم که مداح بزرگوار اهل بيت .حاج آقا هلالی هرچه پاک تر.
بصيرتروشايسته تر باشد. بدانيم که ايشان برای نجات روح ما از جسم خودصرف کرده است همينطور امکان استفاده از نسيم عزت ودينداری .
ذکر حسين وابالفضل. بين الحرمين وکربلاو ... را
برای مافراهم آورده است . به واسطه ی وجود حاج عبدالرضا هلالی است که هرغروب جمعه از
زندان دنيايی بيرون می ائيم وروحمان را درهيت الرضا پرواز ميدهيم .
حاج آقا شمااز همه ی مردم به ما نزديکتر هستيد
باآرزوی سلامتی وطول عمر باعزت برای شما .
بسم الله الرحمن الرحیم
هم در تاریخ نمونه های فراوان داشتیم هم در محیط وزمان خود نیز شاهد هستیم افرادی را که شاید برای بدست آوردن مقام و موقعیت وشهرت یا هرهدف دیگری چگونه تمسک وتوسل به هر وسیله ای را جایز و مشروع می شمارند .
از دروغ وتهمت وتخریب شخصیت دیگران کمترین واهمه ای به دل راه نمی دهند . درواقع اینکارها را زرنگی میدانند وشاید هم حق خویش قلمداد می کنند . دراین راه حاضرند با زبان ودست وقلم خود شخصیت . حیثیت وزندگی دیگران را بازیچه افکار پلیدشان قرار دهند .
آری آنانکه دیوانه وار در این مسیر گام بر میدارند براحتی عشق واحساس هزاران نفر از جمله قشر جوان جامعه به مداحی وروضه خوانی دررسای ائمه معصومین علیهما السلام را به باد استهزا وتمسخر می گیرند .
این افراد در دنیای امروز بخشی از رسانه ها را دردست گرفته واز راه نشریه ومجلات ویا عکس وفیلم به تهاجم خود ادامه می دهند . اولین هدف آنان ترور شخصیت وتهی ساختن مردم از ارزشهای وجودی یک مداح ودر مرحله بعد ایجاد سوئ تفاهم و بی رغبتی به حضور در مجالس عزاداری وروضه خوانی که توسط آن
ذاکر اهل بیت صورت میگیرد میباشد . درحالیکه زهی خیال باطل .واهدافی دیگر از جمله نزد دیگران انسانی دیندار وغیرتمند جلوه کنند . بقصد تحقیر دیگران اقدام به اعمال توهین آمیز کنند . به هدف انتقام وآبروریزی دیگران امرو نهی کنند .
شما دوست عزیز با مراجعه به وجدان خود چگونه فکر می کنید ؟
*مداحی به سبک پاپ
هلالی از همان آغاز کار، مورد انتقاد بسیاری از جریان های مذهبی قرار گرفت زیرا او سبک های جدیدی را در مداحی به کار می برد که خوشایند سنت گرایان نبود. منتقدان هلالی، او را متهم می کردند که مداحی را با سبک و سیاق موسیقی پاپ در آمیخته و آلوده کرده است.با این حال، مدافعان او که عمدتاً از جوانان با تیپ های امروزی هستند، سبک او را عاملی برای تنوع بخشی به مجالس مدیحه سرایی و روضه خوانی می دانند و به شدت از او حمایت می کنند، چنانچه پس از ماجراهای اخیر، در اولین برنامه ای که هلالی به مناسبت میلاد امام حسین علیه السلام در حسینیه قهرودی ها بر روی صحنه آمد، حدود 2 هزار نفر که 95 درصد آنها جوانان زیر 30 سال بودند، شرکت داشتند و شدیداً نسبت به هلالی ابراز احساسات می کردند.
اولا بچه مسلمون. باخدا. جانماز آبکش. تسبيح چرخون. حاج آقاشما كه با خداييد و اصلا دستورات خدا رو زير پا نمي زاريد و اصلا آهنگ هاي غربي گوش نميديد از كجا ميدونيد اين سبك مال آهنگ هاي غربيه؟اي بابا اين چي سواليه اقايون علم غيب دارم من درمورد اين موضوع زياد اطلاع ندارم ولي شما اقايون كه اظهار نظر ميكنيد مطمئنيد كه هلالي نامي از عمد از آهنگ هاي غربي تقليد كرده""""نميدونم چرا همه گير دادن به هلالي""""تازه اگرم از روي اهنگهاي غربي باشه 4الي5 تا بيشتر نيست و باز هم تا اونجايي كه به ما ياد دادن مومن بايد موضوع رو بر صحت بزاره براي همين ما ميگيم عمدي نبوده نکتهفقط يك مورد ديگه اين است كه عبدالرضا باسبكهايش هزاران هزار جوون رو جذب امام حسين و دستگاه امام حسن كرده بقيش دست شيخ هاي كه سخنراني كنند."~"يك نفر كه نميتونه به تنهايي همه ي كارها رو بكنه كور شود چشم حسود منبع تصویر:sarbedaranparsiblog.com
مقام معظم رهبري
بنا ميكنند از چشم و ابروي آن بزرگوار تعريف كردن. مثلا قربون چشمت بشم! مگر چشم قشنگ در دنيا كم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشمهاي قشنگش بوده؟ اصلا شما مگر اباالفضل را ديدهايد و ميدانيد چشمش چگونه بوده؟ قد رشيد كه خيلي در دنيا هست. ورزشكارهاي زيبايي اندام كه خيلي هستند. يكي از برادران مداح گفت ما اگر از شعرهاي خوب و شعراي بزرگ، شعر انتخاب كنيم، مردم نميفهمند؛ بنابراين مجبوريم از اين شعرها استفاده كنيم. اينطوري نيست. من اين را قبول ندارم. وقتي با زبان شعر با مردم حرف بزنيد، هر چه شعر پيچيده هم باشد، وقتي مداح با هنر مداحي خود توانست اين را كلمه به كلمه به مردم القا و مخاطبه كند، در دل مردم اثر ميگذارد.من شنيدهام در مواردي از آهنگهاي نامناسب استفاده ميشود. مثلا فلان خوانندة طاغوتي يا غيرطاغوتي، شعر عشقي چرندي را با آهنگي خوانده؛ حالا ما بياييم در مجلس امام حسين و براي عشاق امام حسين(ع)، آيات والاي معرفت را در اين آهنگ بريزيم و بنا كنيم آن را خواندن. اين خيلي بد است. خودتان آهنگ بسازيد.
آيتالله العظمي مكارم شيرازي
گاهي از گوشه و كنار زمزمههايي ميشنويم كه خيلي زننده است. «لااله الا فاطمه الزهرا» يا «لا اله الا زينب» كسي كه اين سخن را ميگويد، اگر بفهمد كه چه ميگويد، استكاني كه از آن چاي ميخورد را بايد آب كشيد.من خواهش ميكنم كه در مجالس خود، عزاداران را به درآوردن پيراهن تشويق نكنيد. چون اگر ناظر نامحرم در مجلس باشد، اين كار قطعا گناه است و اگر هم اينطور نباشد، ميدانيد كه ما در زماني زندگي ميكنيم كه اين صحنهها به راحتي فيلمبرداري ميشود و به سراسر دنيا فرستاده ميشود. با دست خود به بدن آسيب رساندن درست نيست. ما نبايد مردم را به اين كارها تشويق كنيم.واعظ هنرمند و مداح هنرمند كسي است كه بتواند از كنار مصيبت رد شود و در همان حال مردم را تحتتأثير قرار دهد. خواندن روضههاي سخت و سنگين براي گريه گرفتن از مردم هنر نيست، هنر آن است كه بتوان در حواشي مصيبت، مردم را بگريانيد.
مرحوم آيتالله العظمي تبريزي
مداحي و خواندن اشعار در مجالس اهل بيت(ع) بايد طوري باشد كه موجب وهن شيعه نباشد و بهانه به دست دشمنان شيعه ندهد. در مجالس اهل بيت(ع) بايد اشعاري خوانده شود كه فضايل آن بزرگواران بيان شود و مصائب و مظلوميت آنها براي مردم گفته شود. ائمه از ما نخواستهاند كه خود را به صورت حيوان درآوريم. آنچه از ما خواستهاند اين است كه مؤمن صالح باشيم و اخلاق ما اخلاقي باشد كه از آن بزرگواران رسيده است.
آيتالله العظمي فاضل لنكراني
اگر اين آسيبهايي كه در برخي مجالس عزاداري هست ادامه يابد، من بر اصل كيان تشيع احساس خطر ميكنم. [...] اگر اين روند ادامه يابد، بيم آن ميرود كه روند مجالس عزاداري به دست كساني بيفتد كه اصلا اهليت ندارند.
مرحوم حاج اسماعيل دولابي
«مداح جوان! سعي كن خود تو خرج آقا كني، نه آقا را خرج خودت. براي دلت بخون، براي مردم نخون. به خوندن عادت نكن، شيطون ميشه برات. از شهرت فرار كن.»
آيتالله محمود امجد
من كوچك همة مداحهاي اهل بيت(ع) هستم و دست همهشان را هم ميبوسم. اما چيزي كه مهم است و عرض من هم همين است، اين كه ما الان نياز به چه چيزي داريم؟ ما امام حسين(ع) ميخواهيم و معرفت امام حسين(ع). ما شعار نميخواهيم، شعور ميخواهيم. شور نميخواهيم، شعور ميخواهيم.
حجتالاسلام سيداحمد خاتمي
آسيب ديگر، طرح مسائل غلوآميز در عزاداريهاست. حسين اللهي شدن، زينب اللهي شدن و از اين رهگذر خود را مقدس جلوه دادن.جا دارد كه از حوزههاي علميه گله كنيم كه آيا اين همه كه از روضههاي دروغ ميناليد، آيا گامي در جهت تدوين روضههاي درست برداشتهايد؟ سوگوارانه بايد گفت نه.برخي مداحان، ترانههاي طاغوتي ديروز يا ترانههاي لسآنجلسي امروز را گوش ميدهند. آهنگ همان آهنگ است، محتوا را عوض ميكنند. اين قطعا حرام است. نميتوان به بهانة انجام مستحبي مرتكب حرام شد
پرادو:
کی می تونه با حقوق کامند ساده پرادو بخره . اگر چه از مداحی پول بگیره (صله با پول فرق داره اگه شک داری کلیک کن رو کلمه صله )کی میاد چنان پولی به حاج رضا بده که پرادو هفتاد میلیونی بگیره من که شاخ در آوردم. اصلا پرادو سوار شدن جرمه؟
یکی از دوستان می گفت:"پرادو نداره پژو که داره پس عین من تو با موتور یا اتوبوس واحد به مقصد می رن"
من نمی دونم حاج رضا از کدوم این دوتا استفاده می کنه یا شایدم تاکسی ولی اینو می دونم که ماشین نداره بار ها گفته ما هم دیدیم تا حالا هیئت هم با ماشین نیومده یکی از دوستان ایشان ، ایشان را به هیئت می آورند.


عبدالرضا هلالی در مصاحبه ای جنجالی درباره حاشیه های پیرامون خود و مسایلی همچون نوع سبک مداحی، تیپ ظاهری، جذب جوانان، دارایی ها و فیلم خانوادگی اش سخن گفت. به گزارش پایگاه خبری "مبارزین"، مجله همشهری جوان در گزارش ویژه خود بحث موج نو مداحی در کشور را گشوده و درگفتوگوی مفصل با هلالی مسایل حاشیه ای مداحی را با جسارت مطرح کرده است.هلالی به سوالی در خصوص علت عدم اجازه فیلم برداری و عکاسی از برخی از مداحان، پاسخ داد : « این کار خودخواهی است. این که من بخواهم خودم را در حیطه خود نگه دارم، به خاطر این که آسیب نبینم. اما نفع هم دارد. خیلی از جوان ها هستند که به سمت ابی عبدالله آمده اند با همین چیزها. اگر صدای افرادی که از ایشان صحبت می کنید بخش می شد، شاید سببی می شد برای جذب جوان ها.»وی در پاسخ به اینکه این جذب، جذب به سبک و آهنگ شما است، گفت: «وظیفه ما آماده کردن دل جوان هاست. معارف، کار روحانی هاست. من باید این جوان را بیاورم پای روضه اباعبدالله بنشانم. بقیه اش دیگر کار منبری و سخنران است» (!)هلالی میزان شور در مراسم را یک ربع اعلام کرد و افزود: «سی دی های مجالس ما را گلچین می کنند و فقط شور را می گذارند. چون مخاطب زیادی دارد...»وی افزود: «ما جرقه ایم. بالاخره باید یک جرقه ای باشد. من هم روز اول که رفتم در دستگاه ابی عبدالله، رفتم برای قیمه! بعد رفتیم طبل و دهل را زدیم. بعد خدا رحمت کند شهید صابرای را، گفت شما صوتت قشنگ است...»وی گفت: «من حداقل کاری که کردم این بوده که دو هزار تا جوان هر جمعه با دیدگاه های مختلف می آیند در جلسه ابی عبدالله می نشینند. همین که دو س ساعت دنبال خلاف نمی روند، برای من افتخار است.»هلالی افزود: «البته شور ما در محرم نیم ساعت می شود، مگر چقدر می توانیم مردم را بنشانیم گریه کنند و سینه بزنند؟» وی در سوالی که چرا شور آقای{...} دو دقیقه و شور شما این قدر است، گفت: «چقدر مستمع دارند ایشان؟ در هفته شاید 60 نفر. آن هم با چه گروه سنی. اما مستمع هفتگی ما حدود دو هزار نفر است و جوان هستند. از هشت هزار نفر هم بیشتر می شود.»رضا هلالی در پاسخ به استفاده از سبک شادمهر در نوحه هایش، با اذعان به اشتباه خود گفت : «گفتم خوانده ام ولی به اندازه انگشت های دست هم نبوده. این را هم اول یکی دیگر خوانده . من واقعا لذت بردم . نمی دانستم . گفتم بده این را من بخوانم. چون من مشهور بودم، مشکل پیش آمد.»وی درباره استفاده از نوار بنیامین نیز گفت:« آن موقع هنوز نوارش بیرون نیامده بود. توی موبایل ها بود. ما فکر نمی کردیم که این بخواهد ترانه بدی باشد. آهنگ هم مال مثلا فلان خواننده آن ور آبی نیست. مال خود ایران است. هنوز هم آقای بنیامین درکار نبود. اگرهم بود اسمش وحید بهادری بود.که مجلس روضه آقای {...} می آمد... تقصیر ما چیست آقا این وسط؟»هلالی در پاسخ به سوال صریح خبرنگار که از صدای شورهای شما دوپس دوپس می آید! و فقط «سین» اش را می شنویم، گفت: «خب این هم یک سبک است آقا. یک سبک خواندن است. البته من نام حسین را کامل می گویم.»وی درباره تشبیه افراد به حیوان گفت: «من نمی خوانم. اما در مجلس خصوصی شاید. من می گویم شما انسان باش من همان سگ هستم»(!)این مداح مشهور در سوال اینکه توجه جوانان به سمت این رفته که با مداحی حال می کنند به جای تعقل، گفت: «این ضعف از منبر بوده شاید. اگر آن منبری به نحو احسن وظیفه خودش را انجام می داد، شاید الان وضع جامعه این طور نبود. بعضی ها می خواهند تقصیر همه مشکلات اجتماعی را به گردن چند تا مداح بیندازند.»وی افزود: «وظیفه رضا هلالی این نیست که هم احکام بگوید، هم منبر باشد و هم معلم و مربی تربیتی.»وی اضافه کرد: «آقا من قرار نیست هم بشوم شیخ حسین انصاریان و هم رضا هلالی. بچه هایی که دارند می آیند هیات، باید مقرب تر بشوند. باید به سمت خدا بروند. باید بندگی با وضوح تر بشود. من همه این ها را قبول دارم. ولی اگر نشوند قرار نیست من اعدام بشوم.
وی با رد داراییهای شخصی، گفت: «خودروهای پرادو و زانتیا از من نبود. من فقط از آنها استفاده می کردم. خانه مسکونی من هم تهران پارس است. قبلا هم مجیدیه بودیم. نه پاسداران.» هلالی اما دریافت صله به جای حق الزحمه مداحی را تایید کرد. هلالی درباره رابطه اش با مداحان دیگر گفت: «من با هیچ کدام از مداح ها رابطه ندارم. الان هیچ کدام از مداحان تحویلمان نمی گیرند. به خاطر آن فیلمی که از من پخش شد، کسی هم به ما زنگ نزد از من بپرسد که چی شده. انگار منتظر بودند»(!)وی درخصوص این سی دی گفت: «آن فیلم که از من پخش شد فیلم شرعی و قانونی و دائم من بود که ناجوانمردانه یک تعمیرگاه تلفن همراه آن را از توی حافظه کپی کرده و در پاساژ {...} دست عموم پخش کردند .»وی افزود: « ولی معلوم نشد این حریم خصوصی فقط مخصوص بازیگرهاست یا شامل ما هم می شود!»عبدالرضا هلالی با اشاره بر اشتباه خود، تصریح کرد: « دیگر این را فکر نمی کردیم که توی آشپزخانه خانه مادرخانمم که نشستم، آن جا هم قرار است یک فیلمی دربیاید که در کل ایران پخش شود.»وی افزود: « اما الان بعد از گذشت این همه مدت چرا من را از منبرها منع می کنند؟ چرا پخش تصویرم را از صدا و سیما منع می کنند؟» وی اضافه کرد: « یک دانش آموز که که تجدید می آورد، گوشش را می کشند نه سرش را ببرند. الان دارند سر من را می برند.»هلالی با انتقاد از برخی از مداحان کت و شلواری گفت: «تیپ مداحی کت و شلوار ی شده که مال انگلیسی هاست. در حالی که این لباسی که من می پوشم اشتباها به اسم لباس شمشیری عبدالرضا هلالی معروف شده، مال بچه های جبهه بوده و متاسفانه به مرور زمان از یادها رفت.» وی در خصوص تیپ محاسنش گفت: « آزادی است دیگر. ما دوست داریم که این طوری باشد.»(!)
![rezahelali]](http://i25.tinypic.com/2u8eyih.jpg)



شناسنامه
عبدالرضا هلالی هستم متولد ۱۲/۶/۱۳۶۰.اصلیتم خرمشهری است.بندرعباس به دنیا آمه و در تهران بزرگ شده ام بچه مجیدیه ام . دانشجوی انصرافی حقوق قضایی بودم دیپلم نیز نقشه کشی ساختمان است.یک خواهر و دو برادر دارم و فرزند سوم خانواده یکی از برادرانم خارج از کشور است متاهلم دو دختر دارم دختر بزرگم فاطمه با ۶سال سن و دختر کوچکم نازنین رقیه که یک سال دارد
یک سال
از سال گذشته که مهمان تلاشی ها بودم تا به حال یک سال به فکر پرداختم تو این مدت توانستم بیشتر استراحت کنم بیشتر به خودم و خانواده ام رسیدم بیشتر نظاره گر مراسم همکارانم بودم و ارزیابی می کردم تا ببینم چه کسانی بیشتر مرا از هدفم دور می سازند و چه کسانی کمک به پیشرفتم می کنند
پس از رشد
وقتی رشد می کنی و به هر دلیلی محبوب می شوی ناگهان در کانون تو جهات قرار می گیری و خیلی ها به سمتت می آیند به خصوص اگر برای یک جوان این اتفاق بیفتد احتمال آسیب پذیری اش بیشتر است زیرا جوانی همواره توان با واژه خامی می آید
رتوش
تلاش:در این یک سال خودت را رتوش کرده ای ؟هلالی : بله
خلوت
تلاش:سعی کرده ای تا درو و برت را هم خلوت تر کنی مخصوصا از آدمهایی که در ظاهر رفیق بودند و ...؟هلالی : خیلی ها بودند که منافع شخصی خود را می خواستند و هدفشان از نزدیک شدن به من دوستی واقعی با هلالی نبود به هر حال ایشان آمدند جلو و ضرب