آجرک الله یا صاحب الزمان(عج)

ای وای مادرم....

میخ در که با خون آغشته شد

فهمیدم دیگه محسن کشته شد

ای وای مادرم....

دیدم مادر با روی کبود

افتاد از نفس تو آتیش و دود

ای وای مادرم....

دیدم مادر با روی کبود

گفتم تو دلم این رسمش نبود

ای وای مادرم....

این که میزنی مادر منه

بس کن بی حیا دستت بشکنه

ای وای مادرم....

سوخته چادرت بین شعله ها

دست و پا نزن زیر دست و پا

ای وای مادرم....

التماس دعا


 

نوشته شده توسط برادر محمدرضا حاجی مزدارانی در روزی از روز های خدا ! موضوع مطلب مطالب - áíä˜ ËÇÈÊ